اين مطلب در كتاب تفسير القرآن العظيم - چاپ دار طيبة - جلد ۳ - صفحه ۲۵۴ - تفسير سوره انعام آيه ۳۸ موجود مي باشد.
تصاوير زير مجلد كتاب و صفحه ۲۵۴ كتاب تفسير القرآن العظيم مي باشد.
( توجه : براي ديدن تصاوير در اندازه واقعي روي آنها كليك نماييد )
ترجمه متون مشخص شده : از جابر بن عبد الله روايت است كه گفت : در يكي از سالهاي حكومت عمر ملخ پيدا نمي شد ، در آن سالهايي كه عمر حاكم بود ، پس عمر از مردم خواست تا براي او ملخ بياورند پس هيچ كس نتوانست ملخ پيدا كند ، پس عمر به خاطر اين كه ملخ پيدا نمي شد غمگين و ناراحت شد. به يك سواره اي گفت كه به فلان شهر برو و كس ديگري را به سوي شام ( سوريه ) فرستاد ، و به ديگري گفت كه تو به عراق برو و ببينيد ملخ در آنجا پيدا مي شود يا نه. عمر يك شخص سواره اي را به يمن فرستاده بود و آن شخصي كه به يمن رفته بود براي عمر يك مشت ملخ آورد و به عمر داد.
نتيجه : ۱ ـ آيا اين عمري كه ملخ مي خورد و بيت المال مسلمين را براي خوردن ملخ هدر مي دهد لايق جانشيني پيامبر است؟
۲ ـ آيا يكي از برادران اهل تسنن حاضر مي شود ملخ بخورد؟


