نبرد سورنا و کراسوس یکی از مهم ترین نبرد های ایرانیان هست رومیان به فرماندهی کراسوس قصد نابودی دولت نوپای اشکانی را داشتند کراسوس پس از پمپیوس و سزار خود را سومین شخصیت روم می دانست و می گفت من به تسخیر ایران وبرانداختن اشکانیان اکتفا نخواهم کرد بلکه کشورهای باختر و هند را تا حدود چین خواهم گشود کراسوس در سال ۵۴ق.م از راه دریا به سوریه امد و چون به فرات رسید پلی بر ان بسته و لشکریان خود را از فرات عبور داد وخیلی از شهرهای بین النهرین را تسخیر کرد وسپس در شهرهایی که گرفته بود هفت هزار پیاده و یک هزار سواره به پاسداری شهرها نشانده و برای گزراندن زمستان به سوریه بازگشت در ان هنگام هنوز میترادات دوم در سلوکیه بود و با برادرش ارد پادشاه ایران اختلاف داشت کراسوس می توانست او را ملاقات کند و وی را تقویت کند و با ایجاد جنگ خوانوادگی ان چه را که می خواست بدست اورد ولی کراسوس چون به قدرت خود مغرور بود این کار را نکرد در این زمان مجموع قشون کراسوس هفت لرژیون بود و حتی با سربازان پراکنده به هشت لرژیون می رسید در مقابل سورنا سردار جوان ایرانی که سی سال سن داشت ده هزار سوار تیر انداز داشت که توسط هزار عرب جمازه سوار پشتیبانی میشدند در این هنگام پادشاه ارمنستان با شش هزار سوار به رومیان پیوست و با کراسوس ضد امپراطوری ایران متحد شد و وعده داد که به هزینه خود ده هزار سوار زره پوش و سی هزار پیاده به یاری او اورد و همچنین از کراسوس خواست که از راه ارمنستان به ایران حمله کند چون ایرانیان که سوارکاران و تیراندازان ماهری بودند خیلی راحت می توانسند در دشت دشمن خود را نابود کنند کراسوس میخواست در دشت های بین النهرین با سپاه ایران مواجه شود و اگر از راه ارمنستان که کوهستانی بود به ایران حمله می کرد سوارکاری ایرانیان سود زیادی برایشان نداشت و کار بر ایرانیان دشوار میشد اما کراسوس از روی غروری که داشت و به واسته سپاهان بسیار وقدرت خود پیشنهاد پادشاه ارمنستان را نپذیرفت کراسوس در بهار سال ۵۳ق.م با لشکر ۴۳هزار نفری خود از فرات گذشت البته برخی از تاریخ نگاران سپاهیان او را صد هزار نفر می دانند ارد شاهنشاه ایران وقتی خبر حمله کراسوس به ایران را شنید قوای خود را به دو گروه تقسیم کرد یک گروه که شامل سواره نظام سبک اسلحه و سنگین اسلحه بود به سورنا واگزار کرد تا با کراسوس بجنگد و فرماندهی ستون فرعی را خود بر عهده گرفت و به جنگ پهدشاه ارمنستان رفت که با کراسوس متحد شده بود کراسوس در نهم ژوئن۵۳ق.م با طلیعه لشکر سورنا مواجه شد به قول اسمیت کراسوس لشکر خود را به ۴۸گردان تقسیم کرد وانها را در یک مربع وسیع جای داد ودسته های کوچکی از سواره نظام بین هر گردان قرار داد جناح چپ اشکر او بر جانب رودخانه قرار داشت و جناح راست ان توسط قوای گالیایی پسرش پبلیوس که متشکل از ۳۰۰ سوار و۵۰۰ سرباز سبک اسلحه بود حمایت می شد هشت گردان دیگر را از مربع خارج نگه داشت تا در موقع لزوم اماده به کار باشند اما سورنا جبهه ستون های خود را با سواره نظام سبک اصلحه پوشانید و سواره نظام سنگین اصلحه را که قسمت عمده قشون او تشکیل می دادند را طوری در پشت ستون های سواران سبک اصلحه قرار داد که قوای سورنا در اولین برخورد بر خلاف انتظار زیاد و مهیب جلوه نکرد سورنا برای اینکه اسلحه و تجهیزات درخشان سواران پارتی از دور سبب جلب توجه رومیان نشود دستور داده بود روی اسلحه خود را با پوست و پارجه بپوشانند در اغاز نبرد سواران سبک اسلحه ایران با نواختن طبلی که جلوی زین اویخته بودند و فریادهای سهمگین شروع به مانور و تیر اندازی کردند صداهای دلخراشی همچون غرش جانوران درنده و رعد به وجود امد که این صداها موجب وحشت سپاهیان رومی شد ناگهان ایرانی ها پرده ها را از روی سلاح های درخشان خود برداشته افزارهای پولادین خود را اشکار ساختند برق اسلحه در زیر افتاب درخشان صحرا چشمان رومیان را خیره کرد .چون سپاهیان ایرانی نزدیکتر شدند رومیان هیاکل و چهره های وحشتناکی را دیدند که موهای خود را مانند سکاها بر روی و پیشانی افکنده بودند محل جنگ در نزدیکی شهر حران واقع شده بود در میان سپاه ، سورنا از جهت چهره ی زیبا و بلندی قامت نمایان بود در اغاز ایرانیان خواستند با نیزه به رومیان حمله کرده و صف های مقدم دشمن را بشکافند ولی چون ارایش پر عمق رومیان با این حمله شکافته نشد سواره نظام ایران با شیوه جنگی مخصوص به خود که جنگ و گریز بود شروع به عقب نشینی کردند و به زودی ایرانیان چنان گروهان مربع رومی را از هر طرف احاطه کردند که انان فرصت اگاهی از نقشه ایرانیان را نیافتند . کراسوس فرمان داد که سواران سبک اسلحه حمله ببرند ولی به علت باریدن مداوم تیر از سوی ایرانیان سبک اسلحه روم برگشته و متوسل به حمایت پیاده نظام خود شدند .ایرانیان همچنان تیر اندازی می کردند رومیان چنان به هم چسپیده بودند که ممکن نبود از تیرباران ایرانیان تیر به کسی اصابت نکند ایرانیان تیرهای خود را چنان با قوت پرتاب می کردند که به عمق بسیار در گوشت رومیان می نشست رومیان امیدوار بودند که به زودی تیرهای ایرانیان تمام شود و به جنگ تن به تن بپردازند ولی این خیال باطل بود زیرا پشت سپاه ایران شترانی ایستاده بودند که بارشان تیر بود کراسوس می دانست که بیش از این نباید منطزر شد زیرا تیرهای ایرانیان تمام نمی شد و اگر وضع به همین صورت پیش می رفت سپاه روم به کلی نابود می شد کراسوس سریع به پسرش پوبلیوس فرمان داد که پیش از انکه محاصره شوند به ایرانیان حمله کنند پسر کراسوس با ۱۳۰۰سوار که از کشور گالیا از نزد سزار با خود اورده بود و نیز با ۵۰۰ سوار و هشت دسته پیاده نظام به سواره نظام ایران حمله کرد سواره نظام ایران برای این که پوبلیئس را از حمایت پدرش کراسوس دور سازد تظاهر به شکست کرده و روی به گریز نهاد پوبلیوس کار ایرانیان را تمام شده می دانست و به تعقیب ایرانی ها پرداخت ایرانیان یکباره بازگشته و به وضع مهیبی روی به سوی دشمن نهادند و گرد وغبار زیادی برانگیختند به طوری که فضای میدان جنگ تیره و تار شد سواران سبک اسلحه ایران تیر فراوانی بر روی رومیان ریختند سواران سنگین اسلحه ی ایرانی هم رسیدند و رومیان را در میان گرفتند و پوبلیوس پسر کراسوسوتمام همراهانش به جز ۵۰۰نفر کشته شدند سورنا برای ظعیف کردن روحییه دشمن تدبیری به کار برد ودستور داد سر به نیزه کرده پوبلیوس را به مقابل سپاه روم بیاورند و فریاد بزنند جوانی که صاحب این سر بود کیست ؟خود او پیش از مرگ می گفت پسر کراسوس است ولی ما باور نمی کنیم رومیان دسته دسته سلاح خود را انداخته وداشتند می گریختند در این هنگام کراسوس فرا رسید وفریاد زد ای هم میهنان این پسر من است که کشته شده است اگر غم و اندوهی باشد باید مرا باشد شما را چه می شود که بیهوده دلهای خود را از دست داده اید و می گریزید وکراسوس سربازانش را نصیحت کرد سخنان حماسی کراسوس تاثیری در سربازان رومی نکرد سواران ایرانی حمله را از سر گرفتند وتیر از کمانهای ایشان چون باران بر سر رومیان باریدن گرفت رومیان خود را به یکدیگر نزدیک ساخته ودر فضای تنگ در پناه سپرهای بلند خود یک جا جمع شدند چند سرباز رومی برای اینکه از وحشت خلاصی یابند خود را بی محابا به درون انبوه ایرانیان انداختند ولی نه برای اینکه با ایرانیان بجنگند بلکه برای اینکه با تیرهای ایرانیان زودتر از پای در امده و بمیرند نیزه های سطبر و بلند ایرانیان چنان نیرومند و شکافنده بود که غالبا دو تن را به یکدیگر می دوخت این نبردسهمناک تا شب هنگام به طول انجامید ایرانیان برای استراحت به چهدرهای خود بازگشته تا شب را استراحت کنند و شب تعدادی از رومیان وکراسوس با استفاده از تاریکی فرار کردند ولی سرانجام کراسوس در یکی از درگیری ها با ایرانیان کشته شد و سورنا سر او را برای پادشاه ایران فرستاد پلوتاک می نویسد سورنا سر و دست کراسوس را به ارمنستان بنزد ارد فرستاد حامل این ارمغان کم نظیر وقتی به ارمنستان رسید که ارد با پادشاه ارمنستان صلح کرده و خواهر او را برای پسر خود یاکورس به زنی گرفته بود و جشن عروسی بزرگی به مناسبت ان ازدواج ترتیب داده بود و سپس تعدادی از سپاهیان کراسوس که به زحمت تعدادشان به ده هزار نفر مرسید از راه ارمنستان به سوریه فرار کردند نتایج جنگ اراضی بین النهرین تا حدود فرات از دست رومیان بیرون رفت و به دولت اشکانی تعلق گرفت و مرز ثابتی بین ایران و روم تعیین شد ارمنستان از تحت نفوظ روم بیرون امد و دست نشانده ی ایران شد دولت روم در این جنگ ۲۰هزار کشته وده هزار اسیر داد اسلحه ومهمات و بخصوص پرچم های رومی به دست ایرانیان افتاد و از این جهت لطمه بزرگی به روم وارد امد از ان پس در نزد جهانیان ایران حریفی قوی پنجه در برابر روم شمرده می شد و دنیای قدیم به دو قلمرو شرق و غرب یعنی ایران وروم تقسیم شد

+ نوشته شده توسط یحیی جاودان در دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ و ساعت
2:18 |